جوانی

خدمات قابل ارائه موسسه مسیر زندگی  در این دوره از زندگی:

کارگاه ها و سمینار ها

کارگاه ها

  • پیش از ازدواج
  • بعد از ازدواج
  • انتخاب رشته دانشگاهی
  • هدایت مسیر شغلی
  • ارتباط با جنس مخالف (ویژه دختران و پسران)
  • مدیریت استرس
  • مدیریت زمان
  • مدیریت بحران
  • مثبت اندیشی
  • صلح درونی
  • آسیب های اجتماعی
  • مقابله با خشم
  • هدفگذاری صحیح
  • انتخاب همسر
  • مهارت های زندگی
  • عزت نفس
  • مدیریت مالی
  • سربازی یا دانشگاه
  • آشنایی با قوانین جامعه ویژه پسران
  • آشنایی با قوانین جامعه ویژه دختران

پک انتخاب رشته دانشگاهی و شغل (گروه سنی 18 تا 30 سال)

با استفاده از آزمون های شخصیت شناسی و استعدادیابی، فرد را با خلقیات و شخصیت خود آشنا ساخته تا او بتواند تصمیمی درست برای رسیدن به اهداف خود بگیرد. در کنار این آزمون ها، مشاورین و متخصصین ما افراد را با شغل های روز دنیا آشنا کرده و با توجه به استعدادهای فرد پیشنهاداتی طلایی به او داده می شود.

پک انتخاب همسر

با توجه به آمار و ارقام تعداد ازدواج های ناموفق بسیار زیاد شده است. این مشکل نگرانی خانواده ها و بسیاری از جوانان را دو چندان کرده است. این مشکل باعث به وجود آمدن تردید در دل جوانان و بالا رفتن سن ازدواج گردیده است. موسسه مسیر زندگی با استفاده از مصاحبه های بالینی عمیق با طرفین و گرفتن آزمون های مختلف روان شناسی افراد را با چالش ها آشنا کرده و به آنها در این رابطه کمک می کند تا بهترین تصمیم را بگیریند.

 

پک مشکلات زناشویی

یکی از اولویت های مهم همه انسان ها گفتگوی سالم و بیان احساسات با شریک زندگی می باشد، که متاسفانه زوجین توجهی به این مسئله بسیار مهم نمی کنند و این قضیه باعث به وجود آمدن مشکلات متعددی در زندگی آنان گردیده است. موسسه مسیر زندگی با تحقیقات و پژوهش های متعدد در این زمینه مشکلات و راه حل های آنان را کشف کرده و با ارائه راه حل های منطقی مسیر را برای زوجین هموار ساخته است. 

دوران جوانی از 18 تا 40 سالگی

جوانان (Youth)  قشر عظیمی از جمعیت فعال هر کشور خصوصا جامعه ما را تشکیل می دهند و سرمایه های پر ارزش جامعه و امیدهای درخشان مملکت تلقی می شوند. جوانان عامل بسیار موثری در رشد و توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور به شمار می روند و از آنان انتظار می رود که در آینده ای نه چندان دور مسئولیت عظیم و سنگین اداره ی چرخهای مملکت خویش را عهده دار گردند.

ویژگیهای دوره جوانی

دوره جوانی دوره شور و طراوت، شادی و نشاط، مستی و غرور، عشق و آرزو، مبارزه و تلاش، فخر و سربلندی، جستجو برای یافتن خویش، استقلال طلبی، آفرینندگی، بی باکی و تهور، قدرت و قوت، بلندپروازی و ایمان و کارو کوشش است. و از طرف دیگر دوره سرکشی، طغیان، هیجان، بیقراری، اضطراب، تردید، خواب و خیال و ماجراجویی به شمار می رود. مطالعه آثار روان شناسان، جامعه شناسان، زیست شناسان و نظریه پردازان مسائل اجتماعی و تربیتی مبین آن است که دوران جوانی دوره دگرگونیهای همه جانبه جسم و روان بوده و تاریخچه ای بس طولانی دارد.

تغییرات مغز در دوره جوانی

در طول دوره نوجوانی و جوانی یک مجموعه از تغییرات به شرح زیر در مغز به وقوع می پیوندد:

1-رشد زبان به عنوان یک ابزار درونی

2-افزایش حافظه کاری

3-رساشدن مهارتهای عملکردهای هماهنگ کننده

4-کنترل شناختی رفتار

5-رشد شناختی

بلوغ روانی در دوره جوانی

 دو مساله ی مهم دوران جوانی بحران بلوغ و بحران هویت است.  بهرامی از بلوغ روانی نیز صحبت به میان می آورد که در طی آن خصوصیاتی چون(1)رسیدگی یا رسش هوشی، (2)رسیدگی عاطفی، (3)درک مفاهیم اخلاقی، (4)کمال اراده و (5) انفعالات که در صورت هماهنگی زمینه رشد متعادل فرد را فراهم آورده و در غیر اینصورت به رفتارهای غیرعادی یا عدم تعادل روانی وی منجر می شود(بهرامی،1385).

بلوغ روانی پس از بلوغ جنسی در انسان صورت می‌گیرد که با تغییر عادات همراه است. این عادات از قبیل: ۱-تغییر در روابط، ۲-تغییر در کارها، ۳-ترک بعضی عادت ها (کنار گذاشتن ناهنجاری‌ها البته روابط اجتماعی هم بر این ناهنجاری‌ها تاثیر دارد و موجب کم یا زیاد شدن آن‌ها می‌شود). انسان خود متوجه این تغییر رفتارها نمی‌شود بلکه دیگران با نگاه کردن در تغییر کارها و رفتار او متوجه می‌شوند که فرد تغییر کرده است. همیشه بلوغ روانی به درستی سیر تکاملی خود را طی نمی‌کند و گاه موجب اختلالاتی از قبیل: ۱-وسواس ۲-کمرویی۳-عدم رعایت حقوق اجتماعی دیگران و در نهایت موجب مرتکب شدن اعمالی مانند دزدی، جنایت و..... می‌شود. هم چنین گاهی این اختلالات موجب بیماری‌هایی مانند: ۱-اضطراب‌های روانی، ۲-افسردگی و ۳-جنون جوانی می‌شود.(هیلگارد،اتکینسون،1904). با توجه به مسائل ذکر شده و اهمیت بلوغ روانی در دوره ی جوانی اهمیت آموزشهایی در این زمینه به جوانان برجسته می شود.

عوامل مؤثر در انتخاب رشته دانشگاهی

1- انگیزه: انگیزه به عاملی تعبیر می‌شود که اساس رفتار آگاهانه افراد را تشکیل می‌دهد. معمولاً فراهم آمدن مجموعه‌های از شرایط و مقتضیات که موجب انگیزش فرد برای وصول به هدفی می‌شود، مبنای شکل‌گیری و ایجاد این عامل، یعنی انگیزه می‌گردد. بسته به نوع شرایط و مقتضیات انواع مختلفی از انگیزش و محرک‌ها را می‌توان برشمرد.
انگیزه واقعی مبین نیروی درونی است که مشوق و محرک فرد برای حرکت به سوی مطلوب است. البته عامل این شوق و حرکت تنها نیروهای نهایی و درونی نیست، بلکه محیط بیرونی فرد بر ایجاد آن اثر می‌گذارد. این تأثیرات محیط بیرونی (خانواده، مدرسه، دوستان، جامعه) است که می‌توان موجب ایجاد انگیزه کاذب شود. لذا، داوطلبان ورود به دانشگاه به یک بررسی درونی همه جانبه، تأمل در خواسته‌ها و عواملی که موجب می‌شود آن‌ها به زمینه خاص علمی بگرایند، نیازمندند. انتخاب رشته‌ای که در راستای انگیزه واقعی فرد صورت بگیرد به عنوان انتخاب رشته اصلح مطرح است.

2- علاقه: علاقه را می‌توان به ترجیح میان اشیاء مختلف هنگام انتخاب تعبیر نمود. گرچه انگیزه و علاقه ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند و شاید بتوان علاقه را نوعی انگیزه بالفعل قلمداد نمود، ولی بهتر است در مسائل حساسی مانند انتخاب رشته که به آینده داوطلب مربوط می‌شود، هر کدام را در جایگاه ویژه خود قرار دهیم، بدون آن‌که ربط مستقیم آن‌ها را نادیده بگیریم. داوطلب نمی‌تواند در کنکور سراسری و در هدف ورود به دانشگاه بدون انگیزه باشد و احتمالاً پذیرش دشواری این رقابت سنگین باید به معنای وجود انگیزه قوی برای ادامه تحصیلات دانشگاهی باشد، اما ممکن است که هنوز علائق وی شکل واضحی نیافته باشند و داوطلب از میان رشته‌های متنوع دانشگاهی به علاقه واقعی خود دست نیافته باشد. به هر حال، احتمالاً هر داوطلبی باید به یک یا چند رشته تحصیلی علاقه داشته باشد. در این‌جا علاقه به معنای خواستن و دوست داشتن شفاف است بدون این‌که عوامل خارجی این خواستن را کدر نموده باشند. انگیزه کاذب می‌تواند ایجاد علاقه کاذب کند. بدین ترتیب که ممکن است داوطلب در فضایی قرار گیرد که دیگران همواره از رشته‌های خاص دانشگاهی برای وی بتی را ساخته باشند و با صدها دلیل (فهمیده و نفهمیده) رشته‌های مطلوب خود را برای داوطلب بیارایند، و به تدریج علاقه کاذبی را در وجود او بنشانند. در اینجاست که خانواده داوطلب و نیز دوستان واقعی او باید به وی کمک کنند تا او علائق واقعی و اصیل خود را از علائق کاذب باز شناسد. علاقه واقعی در راستای انگیزه واقعی است. چنانچه علاقه براساس انگیزه واقعی شکل بگیرد، از آن باید به عنوان یکی از مهمترین عوامل مؤثر در انتخاب رشته یاد کرد.

3- شناخت: عامل بعد، شناخت کافی داوطلب از رشته‌های دانشگاهی است. شناخت مبیین آگاهی معرفت کافی از موضوع مورد بررسی و انتخاب است. علاقه بدون شناخت نمی‌تواند واقعی باشد. ممکن است که داوطلب بدون شناخت رشته‌های دانشگاهی در خود انگیزه قوی برای تحصیلات عالیه بیابد. ولی نمی‌تواند نسبت به رشته‌ای که هیچ شناختی از آن ندارد، علاقه‌مند باشد. لذا، داوطلب باید تلاش کند که از هر طریق ممکن شناخت کافی از رشته‌های دانشگاهی را به دست آورد. بعضی از منابعی که هم اکنون در دسترسند عبارتند از: دفترچه معرفی رشته‌های تحصیلی گزینه دو که مطالب آن به معرفی و توضیح رشته‌های دانشگاهی می‌پردازد و همچنین، مطالبی که در این خصوص در نشریات پیک‌ سنجش و راه دانشگاه منتشر شده است، قابل استفاده می‌باشد. علاوه بر این «آشنایان و دوستانی که دانشجو یا فارغ‌التحصیل رشته‌های دانشگاهی هستند»، «مطالبی که مشاوران خبره در دبیرستان یا از طریق رسانه‌های گروهی مطرح می‌کنند»، «تماس با دانشگاه‌هایی که مجری رشته‌ها مورد نظر هستند»، «بروشورهای مختلفی که در زمینه رشته‌های تحصیلی یا مشاغل گوناگون وجود دارد»، می‌تواند اطلاعات لازم را برای کسب شناخت لازم در اختیار بگذارند.

4- توان علمی: مسئله توان علمی متفاوت از انگیزه و علاقه است. می‌توان انتظار داشت که هر صاحب علاقه‌ای لزوماً برای ادامه تحصیل در شته مورد علاقه‌اش توانمند نیز باشد. قدرت علمی داوطلب در خلال تحصیلات دبیرستانی و نتایج علمی حاصل از شرکت در کنکور سراسری ارزیابی می‌شود. توان علمی گرچه به استعداد تحصیلی ربط می‌یابد، ولی سخت‌کوشی و پیگیری مستمر در فراگیری نقش اصلی را در بالا بردن بنیه علمی داوطلب ایفا می‌کند. به هر حال برای ورود به هر رشته تحصیلی در دانشگاه فرد باید از توان و بنیه علمی لازم برخوردار باشد. منتها در این جا منظور توان علمی داوطلب به صورت مطلق نیست، بلکه آمادگی علمی داوطلب در دروسی است که پایه‌های تخصصی رشته دانشگاهی را شکل می‌دهند. به عنوان مثال، در رشته داروسازی داوطلب باید در دروسی مانند شیمی و زیست‌شناسی قابلیت علمی خوبی داشته باشد. برای رشته مهندسی الکترونیک باید در زمینه‌های ریاضی فیزیک قوی بود. برای رشته معماری علاوه بر ریاضی خود باید هندسه و قدرت تجسمی مناسبی داشت. در مهندسی شیمی علاوه بر ریاضی و فیزیک به توانایی ویژه در شیمی نیز نیاز است. پیش نیاز رشته اقتصاد یا حسابداری فقط دروس علوم انسانی نیست بلکه دروسی مانند ریاضی و آمار نیز نقش مهمی را دارند.
در رابطه با سطح توانمندی علمی لازم برای ورود به رشته دانشگاهی باید به دو نکته توجه کرد. یکی آن‌که قدرت علمی در دروس متناسب یا رشته مورد نظر مهمتر از توان علمی عمومی است. دیگر آن‌که شرط توفیق در دانشگاه (پس از قبولی) وابسته به میزان تسلط بر دروس فوق‌الاشاره است. به عبارت دیگر ممکن است که فردی در ورود به رشته خاصی توفیق یابد منتها این قوت علمی فرد در دروس اختصاصی رشته است که ضامن ادامه تحصیل موفقیت‌آمیز وی در آن رشته می‌باشد.
به‌طور خلاصه باید گفت که برای ورود به یک رشته مشخص دانشگاهی باید از توان علمی لازم برخوردار بود. سوابق تحصیلی و نتیجه کنکور مناسب‌ترین ملاک‌های در دسترس برای ارزیابی این توانایی هستند. از این مطلب می‌توان به لزوم تناسب توان علمی با سطح دشواری رشته تحصیلی یاد کرد.

6- استعداد تحصیلی: در این‌جا استعداد تحصیلی متفاوت از بنیه علمی لحاظ شده است. منظور از استعداد، توانایی ویژه در انجام دادن بعضی از فعالیت‌ها و اموری است که فرد را از افراد مشابه متمایز می‌سازد. ممکن است که فردی به لحاظ استعداد متوسط باشد، اما در سایه تلاش و سخت‌کوشی از بنیه علمی بسیار بالایی برخوردار گردد و بالعکس. ممکن است فردی با استعداد باشد اما به علت کاهلی و تنبلی نه تنها بهره‌ای از استعداد خود نبرد بلکه در مسابقه با افراد پر تلاش و با استعداد متوسط هیچ‌گونه توفیقی نیابد. به هر حال بهترین حالت آن است که استعداد تحصیلی با تلاش سخت و مستمر برای کسب علم توأم شود تا این استعداد‌ها در صحنه جامعه بدرخشند و بدیهی است که این‌گونه افراد در همه صحنه‌های رقابت علمی پیروز خواهند بود.

اهمیت انتخاب شغل مناسب

یکی از محورهای اصلی و مهم زندگی هر جوان ، انتخاب شغل است و به طور کلی، انتخاب شغل برای هر فرد با توجه به جنبه های مختلف شغل و محیط کار وی ، مفهومی متفاوت دارد. همچنین مرجع های ارزشی مؤثر در انتخاب شغل ، در فرهنگ های مختلف هم متفاوت است. مذهب ، جهان بینی ، ارزش های جمعی و سنت های اجتماعی و تاریخی ، مواردی هستند که بر انتخاب شغل ، تأثیر می گذارند. البته در بعضی موارد ، شغل ، تنها وسیله ای است برای کسب دستمزد و ارضای نیازهایی که بیرون از خودِ کار است. پس دستیابی به شغل ، با توجه به سطح آرزوها و آمال افراد می تواند تحت تأثیر متغیّرهایی نظیر : سطح تحصیلات ، طبقه اجتماعی ، طبقه شغلی ـ اجتماعی والدین و سطح فرهنگی و سرانجام، منشأ جغرافیایی نیز باشد. واضح است که عوامل دیگری هم نظیر : جستجوی موفقیّت در رقابت با دیگران (که غالبا با درآمدهای مادی سنجیده می شود) یکی از مبانی انتخاب شغل در نسل جوان به شمار می رود. امنیت شغلی ، ثبات شغلی و پیشرفت در کار نیز موارد دیگری هستند که جوانان برای انتخاب شغل به آنها توجه دارند. باید به این نکته توجه داشت که اگر انتخاب ، ناصحیح باشد ، و با روحیات فرد ، سازگار نباشد ، آثار زیانبار و جبران ناپذیری به دنبال خواهد داشت ، چنان که جوان از ابتکار و خلاقیت در شغل خویش باز می ماند و در پایانِ روز ، مانند برده ای که از اسارت می گریزد ، آن را رها می کند . پس کار ، نه تنها باید از نظر فنّی ، جسمی و روان شناختی ، مناسب و مساعد باشد ، بلکه باید استعدادها و ظرفیت های جوان را هم به منصّه ظهور برساند.

رضایت شغلی و کیفیت زندگی

ارج ننهادن مدیران به خلاّقیت و ابتکار در بسیاری از بخش های جامعه ، با پدیده عدم رضایت شغلی همراه است. در حالی که به وجود آوردن رضایت شغلی، متضمّن بیشترین بهره وری و بازده است و تأثیری شگرف بر ساخت کلی اشتغال می گذارد. برای جوان مهم است که احساس کند کار و درآمدش منصفانه و به تناسب مهارت و کوشش اوست.

همچنین انتخاب شغل در وسیع ترین و انتزاعی ترین معنای آن ، صرفا حاوی مجموع ارزش های مادّی و غیر مادّی است که بر اساس کیفیت زندگی شغلی پدید می آید و رشد اقتصادی جامعه و ارتقای سطح زندگی افراد را سبب می شود. از این رو ، پاسخ ندادن به خواسته ها و انتظارات شغلی جوانان ، نه تنها به نارضایتی شغلی ، بلکه به کاهش بهره وری و عدم ثبات اجتماعی نیز می انجامد.

مدیریت زمان

راه‌هاي مختلفي براي بيان درك ما از زمان وجود دارد. براي قرنها مردم از حركت ماه، ساعت آفتابي، اذان،‌ زنگ كليسا براي تنظيم برنامه‌ زماني روزانه خود استفاده كردند تا اينكه در قرن دوازدهم راهبان كاتوليك ساعت‌هايي را براي تنظيم فعاليت‌هاي خود ساختند.

در طول تاريخ تمدن‌ها به زمان و ابعاد آن توجه داشته‌اند و اين توجه در اين دوران نيز وجود دارد و عباراتي مانند «وقت طلاست» گوياي اين توجه است. جوامع امروزي جوامعي هستند كه در آنها تعداد ساعات كافي در طول روز وجود ندارد. فناوري‌هاي نو محيطي فراهم آورده‌اند كه تقريباً در مدت زمان كم مي‌توان به خيلي از اطلاعات دسترسي پيدا كرد و خيلي كارها را سريعتر و آسانتر انجام داد اما تمايل به سريعتر انجام دادن كارها و بيشتر كار انجام دادن روز ‌به ‌روز بيشتر مي‌شود.

اين رويكرد كه همواره با بشر همراه بوده ‌است اين احساس را براي او به وجود آورده ‌است كه از زمان عقب مي‌ماند و نمي‌تواند از آن به صورت مؤثر بهره گيرد. تاريخ به ما مي‌گويد كه مديريت ضعيف زمان يك مسئله قديمي است، مسئله‌اي است كه فناوري آن را به وجود نياورده ‌است و آن را نمي‌تواند حل كند. در شرايطي كه ابزار بيشتري براي مديريت زمان در اختيار داريم و فرايند‌هاي اداري، كمتر درپيچ و تاب تشريفات اداري و كاغذ بازي گم مي‌شوند، مديريت ضعيف زمان را كمتر مي‌توان مخفي كرد. مديريت زمان موضوعي است كه همه ما، چه در زندگي شخصي و چه در زندگي حرفه‌اي، نياز داريم با آن روبرو شويم تا در زندگي موفق شويم.

در ادامه در مورد وجوه مختلف مديريت زمان صحبت مي‌كنيم. ابتدا نگاهي به اصول عمومي مديريت زمان خواهيم داشت. توجه به اين اصول كمك مي‌كند كه درك بهتري از مفهوم مديريت زمان داشته باشيم و پيشنهادهايي ارائه مي‌كند كه مي‌توانيد آنها را در حوزه‌هاي مديريت زمان در زندگي خود به كار بريد. پس از ارائه رهنمودهاي عمومي، به حوزه‌هاي مديريت زمان به صورت دقيق‌تر خواهيم پرداخت. ابتدا راجع به مديريت زمان در زندگي شخصي مي‌پردازيم و سپس مديريت زمان را در حوزه كسب و كار مدنظر قرار مي‌دهيم.

اصول عمومي مديريت زمان

مديريت زمان مجموعه‌اي از مهارتهاست كه شما را در استفاده مؤثر از زمان كمك مي‌كنند. رهنمودهاي عمومي وجود دارند كه مي‌توانند براي مديريت زمان در حوزه‌هاي متفاوت مانند خانه، مدرسه و كار استفاده شوند. در اين بخش، برخي از اين رهنمودها را شرح مي‌دهيم. ابتدا دلايل استفاده نكردن مردم از مديريت زمان و مزاياي حاصل از مديريت زمان را مورد بررسي قرار مي‌دهيم.

احتمالاً روشن‌ترين دليل عدم استفاده از مديريت زمان اين است كه مردم نمي‌دانند مديريت زمان چيست. دليل دوم سستي و تنبلي است؛ بعضي از مردم فاقد هدف و انگيزش لازم براي برنامه‌ريزي مؤثر هستند. گروه سومي كه از مديريت زمان استفاده نمي‌كنند آنهايي هستند كه دوست دارند تحت فشار و تنگي وقت (دقيقه نود) و شرايط بحران كار كنند.

ممكن است در شرايطي استفاده نكردن از مديريت زمان توجيه‌پذير باشد اما مزاياي استفاده موفق از مديريت زمان هر گونه دليل يا توجيه را رد مي كند. مديريت زمان كمك مي‌كند كه تعيين كنيد كدام يك از كارهايي كه انجام مي‌دهيد مهمترين هستند. اين عمل به شما اين امكان را مي‌دهد به برخي فعاليتها اولويت زيادي دهيد و برخي از فعاليت‌ها را حذف كنيد. هم‌چنين مديريت زمان به شما كمك مي‌كند كه از طريق حذف مزاحمت‌ها و فعاليت‌هاي غيرضروري، مدت زماني كه واقعاً كار مي‌كنيد را افزايش دهيد. يكي از وجوه رضايت بخش مديريت زمان كاهش استرس در زندگي است. كاهش سطح استرس موجب بهبود سلامت روحي و جسمي مي‌شود.

Prev
نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

FaLang translation system by Faboba