کودکی اولیه

کودکی دورانی است که جهت گیری درست فرد در مسیر مناسب بسیار حیات بخش می باشد. در این زمینه مسیر زندگی در جنبه های مختلف استعدادیابی، آموزش، مشاوره و درمان فرایندی را ایجاد کرده که بتواند در این مسیر همگام با خانواده ها باشد. خدمات مسیر زندگی در این را به طور مختصر در زیر به آنها اشاره می کنیم:

  • برگزاری کارگاه های تخصصی اختلالات دوران کودکی(برای مشاوران):
  • تدریس تمامی اختلالات در DSM5
  • برگزاری کارگاه های عمومی
  • رشد و تقویت زبان و گفتار
  • مهارت های آگاهی واج شناسی
  • مهارت های فرزند پروری
  • پرورش، تربیت و مراقبت از کودک
  • مادر و کودک موسیقی و بازی
  • تاثیر بازی های رایانه ای بر کودکان
  • رشد مهارت های مدرسه ای
  • افزایش هوش کلامی
  • پرورش زبان بدن به همراه هوش هیجانی
  • بلوغ جسمی و روحی روانی در دختران
  • بلوغ جسمی و روحی روانی در پسران
  • کمرویی، خجالت، جسارت و ابراز وجود
  • چگونه به کودکانمان گوش کنیم (پدر، مادر مرا بفهمید)
  • مادر خلاق کودک شاد
  • بیان خلاق
  • بهداشت و سلامت و غیره.
  • سنجش، آموزش و درمان برای کودکان
  • مهارت های زندگی
  • افزایش دقت و تمرکز
  • ایجاد خلاقیت
  • هوش های چندگانه
  • سنجش و استعدادیابی
  • آموزش کودکان دارای اختلال یادگیری و بیش فعالی
  • موسیقی درمانی
  • تاتر درمانی
  • بازی درمانی
  • ماسه درمانی

 

خصوصیات جسمانی  -  حرکتی :

  • وزن و قد با سرعت رشد می کند ولی با مقایسه گذشته این سرعت کمتر است .
  • فعال و پر انرژی است ولی زود خسته می شود .
  • حرکت دست ها و چشم ها تا حدودی هماهنگ می شود .
  • مستعد ابتلا به بیماری های دوران کودکی است .
  • می تواند کاغذ را قیچی کند .
  • می تواند روی پنجه پا راه برود .

خصوصیات عقلی - ذهنی :

  • خود مدار است و به دیگران کمتر توجه دارد .
  • مسائل را از دید خود می بیند و نقطه نظرهای دیگران را درک نمی کند .
  • فکر می کند همه چیز ساخته دست بشر است .
  • فکر می کند که همه جمادات خصوصیات موجودات جاندار را دارا هستند .
  • به وسیله واژه ها و تجربه ها و خاطرات گذشته را به یاد می آورد .
  • قدرت تقلید شدید دارد .
  • از تجارب خود برای مادرش صحبت می کند .
  • حکایات ساده و قابل فهم را تکرار می کند.
  • اشیاء آشنایی را که می بیند نام می برد .
  • به طور قابل فهم حرف می زند .
  • به قصه گوش می دهد و می خواهد قصه هائی را که دوست دارد دوباره بشنود .
  • نسبت به مسائل جنسی کنجکاوی نشان می دهد .
  • سئوالات زیادی می کند که با (( جه )) و (( که )) شروع می شود .

خصوصیات عاطفی :

  • با خود و محیط زندگی خود سازگاری دارد .
  • انحصار طلب است .
  • به تائید بزرگترها نیاز دارد .
  • تحت تاثیر وضع و موقعیت کلی خانواده است .
  • ستیزه جو و لجباز است .
  • اگر مانع خواسته هایش شوند عکس العمل پرخاشگرانه نشان می دهد .
  • میل به رهبری دارد .
  • میل دارد مرکز توجه باشد و اگر توجه به شخص دیگری معطوف شود حسادت می ورزد .
  • بی ثبات و ناپایدار است . ( دقیقه ای خجالتی و دقیقه ای دیگر بسیار پررو است )
  • علاقه کودک از مادر به پدر منتقل می شود و پدر مظهر کمال تلقی می گردد . ( 5/3 سالگی ) 
  • یک دوره آرام و رضایت بخش برای مادر و کودک است‌.
  • بسیاری از کودکان خواست مادر را   ترجیح می دهند‌.
  • در این سن شما   می توانید با   کودک چانه   بزنید‌.
  • کودک آماده است در مقابل دریافت پاداش تن به انجام کارهای خواسته شده بدهد‌.
  • وقتی با   او با   دلیل و منطق صحبت می کنید ، گوش به حرف شما   می دهد‌.
  • تقاضاهای او از بزرگترها   خیلی کمتر است‌.
  • حرف زدن و سخن گفتن کودک کامل تر شده است .
  • قادر است احساساتش را   به شکل بهتری بیان کند .
  • قادر به درک دیگران است .
  • می تواند محرکات منفی را   مهار نماید .
  • کودک با   خود و اطرافیان توافق دارد .

خصوصیات اجتماعی :

  • در کنار کودکان دیگر به بازی مشغول می شود ولی با آنها بازی تمی کند .
  • برای کمک کردن در وظایف روزمره اظهار تمایل و استقلال می کند .
  • در روابطش احساس اطمینان و امنیت دیده می شود .
  • علاوه بر گرفتن به بخشیدن و دادن وسایل خود به دیگران علاقه نشان می دهد .
  • از دستورات دیگران اطاعت می کند . 

با لجبازي كودكان سه ساله چه بايد كرد؟

در سه سالگي اوج لجبازي كودك بروز مي كند و اين دوره، دوره منفي كاري است. كودكان سه يا چهار ساله در واقع در حال گذر از يك سير رشد طبيعي هستند كه مادران اغلب از لجبازيهاي آنها شكايت مي كنند.
بخش مهمي از شخصيت ، به نام « من» كه بخش مهمي از شخصيت هر فردي است، در همين دوره سه يا چهار سالگي بروز مي كند.
اگر به كلمات و جملات و صحبتهاي كودكان سه ساله دقت كنيم، مي بينيم از كلمات من يا خودم استفاده مي كنند. مثلا مادر مي خواهد لباس كودك را عوض كند، او مي گويد خودم; يا مي خواهد كفش او را ببندد، مي گويد خودم; يا مي خواهد به او غذا بدهد مي گويد خودم. در واقع حرف «م» كه بعد از خود مي آيد (خودم)، خيلي اهميت دارد. او به لحاظ روانشناختي مي خواهد بگويد كه خودم مي توانم اين كار را انجام دهم و مي خواهم خودم تصميم بگيرم.
بعضي اوقات مادران كم حوصله و كساني كه از شكيبايي كافي برخوردار نيستند، ممكن است كودك را به دليل همين لجبازيها در اين سنين تنبيه كنند، كه اين امر نوعي تثبيت را در اين مرحله سه يا چهار سالگي بر جاي خواهد گذاشت.
كودكان در اين سنين از كارهايي كه ريخت و پاش دارند لذت مي برند، مثلا از بازي كردن با چيزهايي كه ظاهر كثيفي دارند.اصطلاحا مي گويند بچه سه ساله از كثافت كاري لذت مي برد. مثلا موقع غذا خوردن مسلما نمي تواند مانند بزرگسال غذا بخورد و آن را روي لباسش و يا روي زمين مي ريزد. يا موقع بازي با خمير يا آب رنگ مي بينيم كه خيلي اطرافش را كثيف مي كند و از اين كار لذت مي برد.
نكته ديگري كه در روانشناسي و رشد رواني كودك سه يا چهار ساله اهميت دارد، اين است كه اين كودكان از نگهداري ادرار و مدفوعشان لذت مي برند و به موقع به دستشويي نمي روند و مادران از اين بابت بسيار ناراحت مي شوند. در برخي از فرهنگها مادران نسبت به اين كار بسيار حساس هستند، و حتي كودكان خود را تنبيه مي كنند.
تنبيه كودكان سه و چهار ساله به دليل كنترل نكردن ادرار و مدفوع ممكن است پايه گذار وضعيتي باشد كه در بزرگسالي فرد را به وسواس مبتلا بكند.
 اين دوره كودكي به لحاظ روانشناسي اهميت ويژه اي دارد.
يك كودك سه يا چهار ساله نمي تواند نظافت خود را آن طور كه مادر مي خواهد رعايت بكند و دوست دارد خيلي چيزها را خودش تجربه كند كه اين كار ممكن است براي ديگران چندان خوشايند نباشد. مثلا مادر از فرزندش مي خواهد ليواني را كه روي ميز قرار دارد قدري به عقب ببرد تا از روي ميز به زمين نيفتد. ولي با كمال تعجب مي بيند كه ليوان را به طرف لبه ميز مي آورد و اين كار را در حالي انجام مي دهد كه به چشمهاي مادرش نگاه مي كند. شايد مادرش تصور كند كه فرزندش با او لجبازي مي كند. اما اين كار لجبازي نيست. كودك مي خواهد ببيند كه اگر ليوان از لبه ميز بيفتد چه اتفاقي خواهد افتاد و چگونه خواهد شد و اصلا دوست دارد كه رقص ليوان را در فضا و افتادن آن را ببيند.
مادري را در نظر بگيريد كه مشغول تميز كردن لوبيا يا برنج در سيني است، فرزند سه ساله اش به او ملحق مي شود و مي خواهد او هم اين كار انجام بدهد. مادر به او مي گويد كه نكن; لوبياها مي ريزد. اما كودك سه ساله به عمد يك مشت لوبيا بر مي دارد و در فضا پخش مي كند، چرا كه مي خواهد ببيند كه اگر اين لوبياها بريزد چه اتفاقي مي افتد و چگونه دانه ها به زمين مي ريزد.
بنابراين كودك سه ساله قصد لجبازي يا آزردن ما را ندارد، بلكه در واقع او راهي به جز مشاهده و تجربه كردن و كشف محيط پيرامون خود از اين طريق ندارد.

4 تا 5 سالگی

همه والدین دوست دارند با فرزندانشان روابط خوشایند و رضایت بخشی داشته باشند، بدین منظور لازم است توانایی های متناسب با سن فرزند خود را بشناسند. بسیاری از سوء تفاهم ها و برخوردها به این دلیل بروز می کنند که والدین توقعی بیش از توانایی فرزندشان دارند، به طور مثال انتظار دارند که یک کودک دو ساله با آنها همکاری کند و یا یک کودک سه ساله ، سریع و دقیق کارها را انجام دهد، در حالی که هیچ یک از آنها نمی توانند چنین باشند.

در این مقاله انتظاراتی که می توانیم از کودکان چهار،  پنج و شش ساله داشته باشیم مطرح شده است. در این گروه سنی (به ویژه دو تا چهار سالگی) ، کودکان مقاومت و لجبازی بیشتری نشان می دهند. توصیه می شود که والدین کودکان خود را آماده کنند تا بتوانند به تدریج مسئولیت های جدید و بیشتری را بپذیرند (به تنهایی لباس بپوشند، به تنهایی دست و صورت خود را بشویند، به تنهایی حمام کنند و ...) البته آنها به کمک بزرگترها نیاز دارند ولی می توانند بیشتر کارهای روزانه خود را انجام دهند.

بازیگوشی کردن کودک نوعی جلب توجه والدین و تقاضای محبت بیشتر است.

زمانی که به کودک اجازه می دهیم مهارت های جدیدی را بیاموزد و به شیوه زندگی تازه ای قدم بگذارد، با مشکلات تازه ای نیز رو به رو خواهیم شد زیرا کسب مهارت های جدید با دشواری های مخصوص به خود همراه است.

در این گروه سنی، کودکان نمی توانند سرعت عمل داشته باشند. زمان بندی و تنظیم یک برنامه روزانه فشرده برای آنان مفهومی نخواهد داشت. بازیگوشی کودکان راهی غیر مستقیم است برای جلب توجه والدین، یاری خواستن از آنان و تقاضای محبت بیشتر.

اگر فرزند شما تقاضای کمک می کند ، بهتر است به جای این که او را وادار کنید که کارش را انجام دهد به او کمک کنید ؛ اما مراقب باشید! آیا او به کمک شما نیاز دارد؟ به طور مثال اگر فرزند چهار تا شش ساله شما برای بستن بند کفش خود از شما کمک می خواهد به او کمک کنید ؛ اما اگر روی صندلی نشسته و از شما می خواهد که کفش او را برایش ببرید تا بپوشد ، تسلیم نشوید، حتی اگر وضعیت را بدتر کند. زیرا در مدت کوتاهی او به کودکی تنبل و وابسته به شما تبدیل خواهد شد.

راه حل دیگری که برای حل مسئله بازیگوشی کودکان مطرح می شود این است که وقت بیشتری در اختیارشان بگذارید تا  کارهای روزانه را به موقع انجام دهند. اگر لازم است می توانید یک جدول مصور تهیه کنید. تصاویری از کارهایی که از صبح تا شب باید انجام دهد تهیه کنید. مثل لباس پوشیدن، غذا خوردن، مسواک زدن، کتاب خواندن و ... و روی یک پوستر بزرگ بچسبانید. می توانید از فرزند خود عکس بگیرید و آنها را در جدول مصور بچسبانید. در یک طرف جدول عکس ماه و ستاره بچسبانید که شب را نشان بدهد و در طرف دیگر عکس خورشید را بچسبانید تا نشان دهنده ی  صبح و کارهای مخصوص به آن باشد. روزهای اول که کودک به جدول نگاه می کند ممکن است کمی گیج شود اما به تدریج با مسئولیت های خود آشنا خواهد شد. می توانید شب قبل لباس های او را مرتب کنید. در این مرحله باز هم بر تحسین کردن و جایزه دادن تأکید می کنیم. بداخلاقی و ترشرویی والدین تأثیر خوبی نخواهد گذاشت.

مهمترین نکته ای که والدین باید به آن توجه کنند این است که انجام کارهای روزانه و مسئولیت های جزئی، بخش اصلی زندگی یک کودک چهار تا شش ساله را تشکیل نمی دهند بلکه بازی کردن، جالب توجه ترین بخش زندگی او به شمار می رود. او از بازی کردن با کودکان دیگر، و با کسانی که به چیزهایی نیاز دارند که او نیاز دارد، و چیزهایی را دوست می دارند که او دوست دارد لذت می برد. بازی کردن با کودکان دیگر در این سن بسیار با اهمیت است.

همیشه به خاطر داشته باشید که کودک به خودی خود از احساسات همسن و سال های خود اطلاعی ندارد، نیاز به همکاری و همدردی و کمک به آنان را درک نمی کند ؛ او باید این نوع مهارت ها را از بزرگترها بیاموزد. مهارت هایی که به او کمک می کند تا به یک موجود اجتماعی تبدیل شود. در این بخش هم تشویق و تحسین کودک راه مناسبی برای آموزش مهارت هاست. کودک نیاز به راهنمایی های شما و تمرین بیشتر دارد.

همکاری کردن با دیگران، رعایت نوبت در بازی ها و رفتار عادلانه داشتن و حفظ آرامش ، مهارت هایی هستند که باید یاد گرفت و تنها یک اشاره کوچک شما کافیست ؛ ولی باید صبر کنید و تمرین داشته باشید تا به نتایج مطلوب برسید.

تا سن پنج سالگی، کودکان می توانند مهارت های پایه را برای بازی های کودکانه یاد بگیرند، به ویژه آنان که از سال های قبل با بچه های هم سن و سال خود بازی می کردند . در هر صورت همه ی آموزش ها نیاز به فرصت کافی دارند.

5 تا 6 سالگی

رشد شناختی

در سنین دبستان کودک تفکری عینی گرا دارد. بدین مضمون که تفکر او بیشتر بر اصول منطقی استوار است. آنان قادرند به تفکر قیاسی بپردازند. در این مرحله کودکان میتوانند مفاهیم کمیت و عدد را درذهن نگه‌دارند و قادر به تشکیل مفاهیم فضا و زمان و طبقه‌بندی اشیاء هستند، اما هنوز وابسته به عملیات عینی بر روی پدیده‌هایی که با آن سروکار دارند هستند. هنوز هم معنی یک را بدون تصور یک سیب یا یک شکلات در ذهن نمی‌توانند متصور باشند.
کودک واقعیات را به کمک علائم تفسیر می‌کند. او به نگه‌داری ذهنی رسیده است و تغییرناپذیری محتوا علی‌رغم تغییر شکل را درک می‌نماید. هر چند خودمیان‌بینی کودک نسبت به قبل کم شده‌است اما هنوز تفکر او از واقعیت‌های محسوس جدا نیست.
با آشنایی با خواندن و نوشتن و حساب مفاهیم او گسترش می یابد. در ابتدا به جنسیت اهمیتی نمیدهد ولی با بزرگتر شدن به بازی با همجنس علاقهمند میشود. ظرفیت حافظه کودک به‌تدریج افزایش قابلتوجهی میکند. با بزرگتر شدن تفکر کودک هم انتزاعیتر میشود . به طور کلی انگیزه آموزش در بین دانشآموزان دبستانی بسیار نیرومند است و وظیفه معلمان اوج دادن به آن است. بچهها در این گروه سنی، گذشته از درستی و یا نادرستی ، پاسخ دادن به پرسشها را دوست دارند. کمکم در برخورد با دیگران و توانایی‌های تحصیلی تفاوت‌های جنسیتی نیز نمایان میشود . کودکان و به‌ویژه کودکان سال‌های نخستین دبستان از طریق کار با اشیاء، مواد و پدیدههای عینی به خوبی فرا میگیرند. در این سال‌ها بهرهگیری از کلمه و دیگر نمادها کارآیی لازم برای بالا بردن درک را ندارد. دادن فرصتهایی برای دست‌کاری، عمل، لمس و احساس کردن اجسام به کودکان کمک خواهد کرد تا از مفاهیم و رابطهها درک بهتری داشته باشند .

رشد اجتماعی

بازی با گروه‌های هم‌سالان و روابط خانوادگی نقش مهمی در اجتماعی شدن کودک در این دوره بر عهده دارند. بازی‌های ساختنی مانند ساخت وسایل با اشیاء مختلف، بازی‌های اکتشافی مانند کشف جاهای جدید در خارج از خانه، جمعآوری اشیاء، بازی‌های ورزشی و بازی‌های سرگرم کننده مانند مطالعه، معماهای مصور و شکل‌های مصور خنده دار، رادیو و تلویزیون، رؤیاهای روزانه و خیالبافی انواع مختلف بازی‌های مورد علاقه کودک را تشکیل     می دهند .

رشد جسمی-حرکتی

کودکان در شش سالگی وارد مرحله دوم زندگی رشد خود می شوند. رشد طولی آن‌ها نسبت به دوران قبل از آن کندتر می شود. ولی رشد عرضی آن‌ها سریع‌تر و به همین دلیل عضله‌ها نیز بزرگ‌تر و حجیم‌تر می شود به طوری که 75 درصد وزن بدن آن‌ها را ماهیچه های بدن تشکیل می‌دهد. یک کودک معمولی در سن شش سالگی حدود 123 سانتی‌متر قد و حدود 23 کیلوگرم وزن دارد .

سیستم عصبی در عضلات کوچک هنوز کارایی لازم را پیدا نکرده است و کودک در اجرای حرکات و فعالیت‌های جسمانی عضلات بزرگ بدن را به کار میگیرد .
بدین ترتیب حرکات کودک در این سنین غالبا خشن است و از تمام عضلات برای اجرای یک حرکت و مهارت استفاده میکند به دلیل کاهش برجستگی شکم در سنین بعد از شش سالگی میزان انعطاف پذیری مفاصل بدن بیشتر می‌شود. این ویژگی در دختران نسبت به پسران بیشتر جلوه می کند.
در کودکان 6 ساله هنوز هماهنگی کامل بین دست‌ها و چشم‌ها و پاها وجود ندارد و این موضوع باعث می‌شود که کودکان برای عمل به مهارت های ورزشی حرکات زائد و غیر ضروری داشته باشند.
در سن شش سالگی شکل گیری بدن تدریجی و رشد استخوان‌ها در جهت افزایش ضخامت آن‌هاست . در این سن در هنگام فعالیت‌های جسمانی به دلیل کوچک بودن شش‌ها تعداد تنفس و ضربان قلب به سرعت افزایش می‌یابد و حرکات ورزشی شدید کودک را به نفس نفس می‌اندازد . پس مربی تربیت بدنی می‌بایست در نحوه ارائه و اجرای تمرینات بیش از پیشرقت کند.
آهنگ رشد جسمانی کودکان در سالهای اول زندگی تا 6 سالگی بسیار سریع است. در این دوره رشد اندام‌های تحتانی مانند پاها، نسبت به تنه سریع‌تر است. افزایش رشد طولی بدن و تسریع در رشد استخوان‌ها نقش مهمی در افزایش وزن بدن دارد. به وزن بدن کودکان در این دوره تقریباً در هر سال دو کیلوگرم و به طول قد نیز، در هر سال، حدود 6 سانتی‌متر اضافه می‌شود .قد تقریبی یک کودک معمولی در 5 سالگی حدود 115 سانتی متر و وزن تقریبی وی حدود23 کیلوگرم می باشد.
در این سنین پاها سریع‌تر از دست‌ها ودست‌ها سریع‌تر از تنه و تنه سریع‌تر از جمجمه رشد می‌کند. رشد عضله‌ها نسبت به وزن بدن تا 6 سالگی ثابت است، به طوری که وزن عضله 25% وزن بدن را تشکیل می‌دهد.به دلیل رشد ناکامل استخوان‌های بدن و میزان مصرف کمتر مواد معدنی فشارهای جسمانی سنگین را نمی‌توانند تحمل کنند.
هدف برنامه‌های ورزشی در این دوره رشد و نمو متناسب اندام‌ها و ایجاد هماهنگی بیش‌تر بین دست‌ها وپاها از طریق حرکات ساده و بنیادین از قبیل راه رفتن، دویدن، گرفتن، پرتاب کردن و بازی‌های ساده ورزشی است. این‌گونه حرکات و بازی‌ها حداقل به مدت 6 ساعت در روز، باید در برنامه کودکان گنجانیده شود.

 

Prev Next
نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

FaLang translation system by Faboba